انواع الف ولام
1- حرفی
2- اسمی(مخصوص موصول)
3-لمحیه

انواع الف ولام

1-حرفی

2)اسم موصول

3) الف و لام لمحیّه

الف) تعریف

ب) زائد

الف و لام عهد

الف و لام جنس

زائدۀ لازمه

زائدۀ غیر لازمه

عهد حضوری

عهد ذهنی

عهد ذکری

استغراق

بیان حقیقت وماهیت جنس

افراد جنس

صفات افراد جنس(خصائص الأفراد)

بر اسمی که مقصود گوینده است و در هنگام سخن گفتن حضور دارد وارد می‌شود.

بر اسمی وارد می‌شود که مخاطب پیشینۀ ذهنی مشخصی از آن در ذهن دارد.

ابتدا به صورت نکره در جمله ذکر شده و برای بار دوم به صورت معرفه ذکر می گردد.

همۀ افراد جنس خود را شامل می‌‌شود، به طوری که می‌توان لفظ کلّ را به جای آن قرار داد.

علامت آن صحت وقوع لفظ کل در محل (ال) بنحو مجاز است. نحو:«زید الرجل » یعنی زید کل صفات الرَجل

حقیقت و ماهیت جنس را روشن می‌‌کند‍، ولی همۀ افراد جنس خود را در بر نمی‌گیرد و نمی‌توان به جای آن واژۀ کلّ را قرار داد.

در آغاز برخی از اسم های موصول که اساساً جز با الف و لام استعمال نمی‌شوند.

در آغاز برخی از اسمهای علم که گویای معنای واژگانی آنهاست و نقشی در معرفه بودن آنها ندارد.

این ال در واقع حرف نیست، بلکه اسم موصول است که به معنای «الَّذی» و هم‌خانواده‌های آن به کار می‌رود و بر اسمهای فاعل و مفعول وارد می‌شود.

تا اینکه دلالت کند که معنای منقول الیه در منقول عنه نیز ملاحظه شده ، مانند:‌ الفضل  : فضل در لغت به معنای کمال است و این اسم را نام شخصی نامیدند به رجاء اینکه بعدها صاحب فضل گردد.
بنابراین الف ولام در الفضل دلالت می کند بر اینکه معنای مصدری فضل بعد از علم شدن نیز مقصود است