کلمات معرب : کلماتی هستند که نشانه های اعراب آنها با تغییر عوامل وتغییر نقششان عوض می شود

*منظور از عوامل همان حروف عامل از قبیل حروف نصب .جر . جزم و غیره می باشد .

کلمات مبنی : کلماتی هستند که حرکت حرف آخر آنها در تمام موقعیتها ثابت است و تغییر نمی کند


کلمات معرب وکلمات مبنی

کلمات معرب : کلماتی هستند که نشانه های اعراب آنها با تغییر عوامل وتغییر نقششان عوض می شود

*منظور از عوامل همان حروف عامل از قبیل حروف نصب .جر . جزم و غیره می باشد .

کلمات مبنی : کلماتی هستند که حرکت حرف آخر آنها در تمام موقعیتها ثابت است و تغییر نمی کند.

انواع کلمات معرب =1- اغلب اسمها  2- فعل مضارع بجزء صیغه ی 6و12 ومضارع مو کد به (ن) تاکید بطور مستقیم (در ادامه بطور مفصل در این باره بحث خواهد شد )

*انواع اعرابی که کلمات معرب می پذیرند

الف) معرب به حرکات ظاهری 1- اصلی : هر گاه کلمه در حالت رفع ( ُ   ٌ ) و در حالت نصب (  َ  ً  ) ودر حالت جر ( ِ   ٍ  ) و در حالت جزم (   ) علامت اعراب آن باشد اعراب ظاهری اصلی است

 2- فرعی (نیابی )[ نیابت حرکت از حرکت ]  الف –جمع مونث سالم در حالت نصب که به جای فتحه کسره می گیرد  ب – اسماء غیر منصرف در حالت جر به جای کسره فتحه می گیرد

*در اسماء غیر منصرف شرط است که ( ال) نگرفته باشند و مضاف واقع نشده باشند  که در این صورت کسره می گیرند مانند : مررت بالاحمد ِ / مررت باحمد ِکم

ب ) معرب به حروف ظاهری اعراب فرعی ( نیابی ) [نیابت حروف از حرکت ] که این نوع از اعراب درکلمات زیر وجود دارد 1- اسم مثنی و ملحقات آن 2- جمع مذ کر سالم و ملحقات آن  3- اسماء خمسه (تحت شرایطی ) 4- افعال خمسه

1- شرایط اسم مثنی : 1- بر دو شخص یا دو چیز دلالت کند 2- دارای (ان .ین ) زائده باشد 3- از لفظ خود مفرد داشته باشد مانند :الطالبان =الطالب  4- هر دو از یک جنس باشند مانند : المومنتان = المومنه و المومنه

بنابراین کلماتی مانند : اثنان [که از لفظ خود مفرد ندارد ] القمرین (القمر و الشمس ) ابوین ( اب و ام ) [که هر دو از یک جنس  نیستند ] کلا وکلتا  [ که از لفظ خود مفرد ندارند ] ولی از نظر معنا بر دو شی یا شخص دلالت می کنند ملحق به مثنی نامیده می شوند

کلا وکلتا  در صورتی اعراب اسم مثنی را می پذیرند که مضاف به ضمیر باشند مانند: جاء کلاهما / رایت کلیهما / مررت بکلیهما

اما در صورتی که به اسم ظاهر اضافه شوند اعراب آنها تقدیری می باشد مانند : جا ء نی کلا الرجلین / رایت کلا الرجلین / مررت بکلا الرجلین

2- جمع مذکر سالم : که از دو گروه از اسمها ساخته می شود 1- اسم جامد ک به شرطی که علم . مذکر . عاقل . خالی از (ة ) تانیث و ترکیب باشد 2- صفت ( مشتق ): به شرطی که صفت برای مذکر . عاقل باشد ؛ خالی از (ة ) تانیث باشد و از باب افعل  فعلا مانند ( احمر  حمراء ) و فعلان  فعلی مانند ( عطشان  عطشی  ) نباشد و همچنین از صفاتی که برای مذکر و مونث یکسان به کار می روند نباشد مانند : صبور اگر به معنای اسم فاعل باشد [ رجل صبور   . امراة صبور  ] و جریح اگر به معنای اسم مفعول باشد [ رجل جریح  . امراة جریح  ]

بنابراین از کلماتی مانند رجل ( زیرا اسم جنس است و علم نیست ) زینب (زیرا مونث است ) طلحة . معاویة . حمزة . زکریاء ( که علامت تانیث دارند ) سیبویه و عبد الله ( که مرکب هستند ) جمع مذکر سالم ساخته نمی شود .

*کلماتی مانند : اهلون (که اسم جنس است ) ارضون (که اسم مونث است ) عالمون ( که اسم اعلم نمی باشد ) عشرون و ثلاثون .تا تسعون ( که از لفظ خود مفرد ندارند ) و اولو (که از لفظ خود مفرد ندارد ) که بر جمع مذکر سالم دلالت می کنند و اعراب آن را می پذیرند ملحق به جمع مذکر سالم نامیده می شوند .

3- اسماء خمسه : ( اب , اخ , ذو , فم , حم ) که در حالت رفع  (واو ) در حالت نصب (  الف ) و در حالت جر ( ی ) می گیرند 

اسماء خمسه در صورتی معرب به حروف می باشند که 1- مفرد باشند 2- مضاف باشند بجزء ( ی ) متکلم 3- مکبر باشند ( مصغر نباشند ) [همه این شرایط را با هم داشته باشند ] مانند : جاء ابوک  / رایت اخاک   / مررت بذی علم

بنابراین :

*اگر مفرد وغیر مضاف باشند اعراب آنها ظاهری اصلی ( به حرکت ) می باشند مانند :

هذا ابٌ  / رایت آباً  /مررت بابٍ

*اگر جمع باشند اعراب آنها ظا هری اصلی ( به حرکت ) می باشد مانند :

هولاء آباءُکم / رایت آباءَ هم /  مررت بآ بائِهم

*اگر مثنی باشند معرب به حروف هستند و اعراب مثنی را می پذیرند یعنی در حالت رفع (الف )و در حالت نصب و جر ( ی ) می گیرند مانند : هذان ابواکما / رایت ابویکما / مررت بابویکما

*اگر مصغر باشند نیز اعراب آنها ظاهری اصلی است مانند :

هذا اُبَیُّ زیدٍ وذ ُوَیُّ مال ٍ / رایتُ اُبَیَّ زیدٍ و ذ ُوَیَّ مال ٍ / مررت باُبَیِّ زید ٍ و ذ ُوَیِّ مال ٍ

*اگر مضاف به ( ی) متکلم باشند اعراب آنها تقدیری است مانند :

هذا ابی (مرفوع تقدیرا) / رایت ابی (منصوب تقدیرا) / مررت بابی (مجرور تقدیرا)

*در این بین کلمه ذو در صورتی که جمع بسته شود اعراب جمع مذکر سالم را می گیرد و اعراب آنها باز هم فرعی ( معرب به حروف ) می باشد مانند :جاء ذوو العلم / رایت ذوی العلم / مررت بذوی العلم 

*قابل ذکر است که کلمه ذو به ضمیر اضافه نمی شود بلکه به اسم ظاهر اضافه می شود : ذو النجاح

*( فم ) در صورتی اعراب آن فرعی است که ( م ) آخر آن حذف گردد و ( واو ) جایگزین آن شود[ هذا فوه / رایت فاه / نظرت الی فیه  ]

 در غیر اینصورت اعراب آن ظاهری اصلی است مانند : هذا فمٌ , رایت فماً , نظرت الی فمٍ

ج- معرب به اعراب تقدیری: کلماتی که اعراب آنها تقدیری است عبارتند از:  

1- اسم مقصور [ در همه حالات ]

2- اسم منقوص [ در حالت رفع و جر ]

3- اسماء مضاف به (ی) متکلم  {درهمه حالات}

4- فعلهای مضارع معتل اللام ( ناقص ) در حالت ( رفع و نصب )

** فعل مضارع ناقص که مختوم به (الف مقصوره ) باشد در حالت رفع و نصب اعراب آن تقدیری است اما در حالت جزم اعراب ظاهری است به (حذف حرف عله ) مانند : یخشی ( مرفوع تقدیرا) / لن یخشی (منصوب تقدیرا) / لم یخش (مجزوم بحذف حرف علّه ظاهرا)

و فعلهای ناقص ( واوی ) و( یای ) در حالت نصب وجزم  اعراب آنها ظاهری است و در حالت رفع تقدیری است   مانند :

لن یدعوَ  , لن یرمیَ (منصوب به فتحه ظاهری ) /لم یدعُ   , لم یرم ِ (مجزوم به حذف حرف عله) / یدعو  , یرمی (مرفوع تقدیرا) 

*بطور کلی علامت رفع  در فعل ناقص تقدیری است اما علامت نصب در صورتی که فعل ناقص (یای) یا (واوی)  باشد ظاهری است اما در ناقص (الفی )مانند یخشی تقدیری است و علامت جزم در همه حالات ظاهری به حذف حرف عله است = لم یخشَ , لم یدعُ , لم یرم ِ

کلمات مبنی:

کلمات مبنی را بطور کلی به دو دسته می توان تقسیم کرد : الف )کلمات لازم البناء : کلماتی که در اصل مبنی می باشند

ب ) کلمات عارض البناء : کلماتی که در اصل مبنی نیستند واما با توجه موقعیتی که دارند وتحت شرایطی مبنی گردیده اند

کلمات لازم البناء  :

1- حروف (حروف جر ,نصب ,جزم , حروف مشبهه وغیره )

2- ضمائر (تمامی ضمائر )

3- اسمهای اشاره :بجزء مثنی ها [ هذان ِ , هذین ِ , هاتان ِ , هاتین ِ ]

4- موصولات :بجزء مثنی [ اللذان ,اللذین ,اللتان ,اللتین ]

5- اسماء و حروف استفهام [أ , هل ,این , متی , کیف و ...]

6- اسماء وحروف شرط   [ان ,من ,ما , اینما, ........]

7- اسماء الافعال  [هیهات , الیک , دونک , اف ,صه و .....]

8- فعل ماضی

9- فعل امر

*

 

کلمات عارض البناء:

1- منادای مفرد (علم یا نکره مقصوده که مبنی بر ضم هستند)

2- اسم (لا) نفی جنس : (درصورتی که نکره ، مفرد و غیر مضاف باشد)

3-اعداد مرکب : ( احدَ عشرَ تا تسعَ عشرَ) که  هر دو جزءمبنی بر فتحه هستند بجزء اثنا عشرَ که جزء دوم مبنی بر فتحه است وجزء اول اعراب فرعی دارد)

4- ظروفی که به جمله اضافه شوند ( تصافینا یومَ تلاقینا )

5- فعل مضارع : در صورتی که به ( ن)  ضمیرجمع مونث فاعلی اضافه  شده باشد  (یفعلنَ ، تفعلن َ ) یا به  (ن) تاکید بطور مستقیم اضافه شده باشد (که دراین رابطه در ادامه بحث خواهد شد..)

 

*** بناء در فعل ماضی ، امر ومضارع

 بناء در فعل ماضی  : بر سر بناء در فعل ماضی اختلاف است بعنوان مثال در کتاب مبادی العربیه آمده که فعل ماضی مبنی بر فتح  است   مانند (ذهبَ ، ذهبَت وذهبا) اما در بقیه ی صیغه های که متصل بضمیر فاعلی می باشند مبنی بر فتحه تقدیری است اما در کتاب شرح ابن عقیل آمده که فعل ماضی مبنی بر فتح است مانند (ضربَ ، ضربَت ،ضربا  وضربَتا) و مبنی بر ضم است مانند ( ضربوا ) ودر بقیه ی صیغه ها مبنی بر سکون است مانند (ضربن , ضربتُ , ضربتما )که این نظر صحیح تر است بنابر اهمیت کتاب شرح ابن عقیل

بناءدر فعل امر:

 فعل امر مبنی برسکون است اگر  به چیزی اضافه نشده باشد مانند إذهب(للمخاطب) و همچنین  اگر به ضمیر جمع مونث   متصل شود ( إذهبن )

* مبنی بر حذف حرف (ن) است اگر به(الف) اثنین و(واو) جماعة و(یاء) مخاطبة متصل باشد مانند( إذهبا ، إذهبوا ، إذهبی )

 *مبنی بر حذف حرف علّه است در فعلهای ناقص اگر به ضمایرفاعلی متصل نشده باشد مانند ( إرم ِ)

 *ومبنی بر فتحه است اگر به نون تاکید اضافه شده باشد مانند  (إذهبَنَّ )

بناء در فعل مضارع: همانطور که ذکر شد فعل مضارع درصورتی مبنی می باشد که یا به ضمیر جمع مونث (ن) متصل شود ویا اینکه بطور مستقیم  به (ن) تاکید  متصل شود که در این صورت مبنی بر فتحه است مانند (یضربَنَّ)  که در این مورد منظور از بطور مستقیم یعنی اینکه بین فعل و(ن) تاکید ضمایر متصل فاعلی  واقع نشده باشد مانند { یضزبُ + نّ= یضربَنَّ  } که در این صورت مبنی برفتحه است ودرغیر اینصورت معرب می باشند  مانند یضربان ویضربون وتضربین که دارای ضمایر متصل می باشند  ودر صورت متصل شدن به (ن) تاکید همچنان معرب می باشند

در پایان امیدوارم که توانسته باشم حق مطلب را بدرستی ادا کنم.

 به امید نظرات صائب و  راه گشای شما عزیزان.

ارادتمند شما: امین رضایی