شرح حلقات شهید صدر

شرح حلقه یک


بسم الله الرحمن الرحیم

فهرست:

نمودار کلی حلقه یک.. 8

مقدمات شارح :. 9

مقدمه اول : خصوصیات حلقه یک:. 9

مقدمه دوم  : اصول به چه درد میخورد ؟ چه فایده ای دارد ؟. 10

مقدمه سوم: آنچه باید در حلقه یک اموخت :. 12

مقدمه چهارم : مخاطب این نوشته. 12

چکیده :. 13

شرح حلقه یک.. 14

فصل اول : مقدمات ( 9مقدمه). 14

مقدمه اول : تعریف علم اصول. 14

تعریف علم فقه : 14

مقدمه : 14

اجزای تشکیل دهنده استنباط : 15

تعریف علم اصول : 16

مقدمه دوم :موضوع علم اصول. 16

مقدمه سوم : فایده علم اصول (علم الاصول منطق الفقه ). 17

مقدمه چهارم :اهمیت علم اصول و علم فقه:. 17

مقدمه پنجم : رابطه اصول با فقه (الاصول و الفقه یمثلان النظریه و التطبیق). 18

مقدمه ششم : تاثیر گذاری "فقه بر اصول" و" اصول بر فقه"(التفاعل بین الفکر الاصولی والفکر الفقهی):. 18

مقدمه هفتم : آیا استنباط جایز است ؟. 19

معانی اجتهاد : 20

مقدمه هشتم :حکم چیست ؟. 21

تعریف حکم: 21

اقسام حکم. 22

اقسام حکم تکلیفی : 22

اقسام حکم وضعی : 22

مقدمه نهم : فهرست  مباحث اصلی.. 23

چرا مباحث اصلی به این چهار بخش تقسیم شد ؟. 23

فصل دوم : مباحث اصلی.. 24

بخش اول : حجیت قطع.. 24

بخش دوم:ادله محرزه. 26

مقدمه یک : تقسیم بندی :. 26

مقدمه دو : فهرست ادله محرزه:. 27

مباحث اصلی ادله محرزه. 28

نوع اول : دلیل محرز شرعی.. 28

قسم اول دلیل شرعى لفظى.. 28

بحث اول:دلیل شرعی لفظی بر چه دلالت میکند ؟. 29

مقدمات :پنج مقدمه. 29

مقدمه اول : تعریف دلالت و وضع : 29

تعریف دلالت لفظی :. 29

منشأ دلالت چیست ؟ به عبارت  دیگر منشأ رابطه سببیت چیست ؟. 30

قول اول : منشأ دلالت ذاتی است... 30

قول دوم : منشأ دلالت  , غیر ذاتی (وضع) است... 30

وضع چیست ؟. 31

نظریه اول (مسلک اعتبار) : وضع یعنی  " اختصاص لفظ به معنی ". 31

نظریه دوم (مسلک قرن اکید) : وضع یعنی قرن اکید(نزدیکی شدید) بین تصور لفظ و تصور معنی.. 32

تکرار مباحث به شکل جدول : 33

مسلک تعهد: وضع یعنی اینکه هر متکلمی تعهد میکند که هر وقت لفظی را گفت قصد تفهیم معنی داشته باشد. 34

مقدمه دوم :استعمال. 35

آیااستعمال یک لفظ در چند معنی(مدلول تصدیقی اول) جایز است؟. 35

دلیل اخوند. 35

مقدمه : 35

دلیل اخوند : 36

تقریر محل نزاع.. 37

استعمال حقیقی و مجازی.. 37

قد ینقلب المجاز حقیقة. 38

مقدمه سوم : معنی حرفی و اسمی.. 39

توضیح بحث... 40

مقدمه چهارم: مدلول تصوری و تصدیقی.. 41

جمله خبریه و انشاییه. 43

مقدمه پنجم : عناصر مشترکه لغوی.. 44

مباحث اصلی (دلیل شرعی لفظی بر چه دلالت میکند) ؟. 45

1- صیغه امر بر چه دلالت میکند ؟. 45

2-صیغه نهی بر چه دلالت میکند ؟. 46

3-اطلاق بر چه دلالت میکند ؟. 46

4-عموم بر چه دلالت میکند ؟. 46

فرق مطلق و عام: 47

5-قیدها(شرط , غایت, وصف) بر چه دلالت میکند ؟. 47

جمله ,مفهوم داشته باشد یا نه چه فرقی دارد ؟. 49

بحث دوم ایا دلالت حجت است ؟(حجیت ظهور). 50

بحث سوم راه اثبات صدور. 51

ادله محرزه :قسم دوم :دلیل شرعى غیر لفظى.. 52

فعل معصوم. 52

تقریر معصوم. 52

سیره عقلا : 53

سیره متشرعه : رفتار عمومى شیعیان برانجام کارى.. 53

فرق سیره متشرعه و عقلا: 53

نوع دوم ادله محرزه:دلیل عقلی(پنج قسم). 54

جدول کلی دلیل عقلی (خلاصه تمام مباحث). 55

قسم اول رابطه دو حکم با یکدیکر : 57

الف - رابطه دو حکم تکلیفی.. 57

اجتماع امر و نهى.. 58

ادله جوازى: 59

ادله امتناعى : 59

ب- رابطه  دو  حکم وضعی : 59

ج- رابطه یک  حکم وضعی و یک حکم تکلیفی(هل تستلزم الحرمة البطلان). 60

آیا هر فعل حرامى , باطل است ؟ یعنى آیا رابطه تلازم است ؟. 60

معاملات... 60

عبادات... 60

قسم دوم : رابطه حکم و موضوع.. 60

مراحل جعل حکم تکلیفى.. 61

تعریف موضوع : 61

رابطه حکم مجعول و موضوع.. 61

کشف حکم : 61

قسم سوم : رابطه حکم و متعلق.. 62

مقدمه. 62

رابطه حکم مجعول و متعلق.. 62

کشف حکم. 62

قسم چهارم رابطه حکم مجعول و مقدمات موضوع و متعلق.. 62

مقدمه. 62

مقدمه واجب (مقدمه وجود ). 63

قسم پنجم : رابطه داخل حکم واحد. 64

مقدمه1: 64

مقدمه2: 64

رابطه دو حکم مجعول ضمنى : تلازم. 65

اشکال: 65

جواب... 65

سؤال جرا رابطه تلازم است ؟. 65

رابطه دو حکم  استقلالی : عدم تلازم. 66

کشف حکم. 66

بخش سوم : اصول عملیه. 67

فهرست اصول عملیه (مشهور): 67

فهرست  اصول عملیه (حلقه یک) : 4 قسم. 68

قسم اول :شک بدوى بدون حالت سابقه. 68

اصل اولى عقلى : 68

اصل ثانوى شرعى.. 71

مقدمه: 71

قسم دوم: شک مقرون با علم اجمالى.. 72

آیا علم اجمالى نیز مثل علم تفصیلى(قطع) حجت است ؟ بله. 72

در چه زمانى علم اجمالى حجت نیست ؟. 73

قسم سوم: موارد تردد(شک بدوى یا علم اجمالى). 74

قسم چهارم: استصحاب.. 75

حالت سابقه یقینی : 75

شک لاحق : 75

وحدت موضوع.. 76

بخش چهارم: تعارض ادله. 77

قسم اول: تعارض دو دلیل محرز.. 77

دو دلیل محرز شرعى : 77

"دو دلیل عقلى " یا  " یک دلیل عقلی و یک شرعی". 78

قسم دوم: تعارض دو اصل عملی.. 79

قسم سوم: یک دلیل محرز با یک اصل عملی.. 79

قاعدهای اصولی(عناصر مشترکه) در حلقه یک.. 80

 

 

مقدمات شارح :

مقدمه اول : خصوصیات حلقه یک:

1-   عبارت پردازی :

دراین کتاب خیلی اوغات  , اصل مطلب یک خط است اما مصنف دو صفحه آنرا با عبارات مختلف توضیح میدهد7 یا 8 بار تکرار میکند و اگر استاد و شاگرد  این مطلب را ندانند  در فهم حلقه دچار مشکل میشوند

2-   الفاظ مترادف :

  مصنف فراوان  از الفاظ مترادف استفاده میکند گاهی , تا 9 یا10 لفظ

مثال : عناصر مشترکه ,  ادله مشترکه ، قواعد کلی , خیوط عامه , مناهج کلی , اصول عامه و ....  که منظور مصنف از همه انها یکی است

3-   لغات جدید

4-   هندسه و چینش جدید و متفاوت با سایر کتب اصولی دارد

5-   اصطلاحات و مطالب مهم و لازم که گاها در کتب دیگر ذکر نشده است

6-   نکات جدید اصولى

 

 

 

 

 

 مقدمه دوم:اصول به چه درد میخورد ؟ چه فایده ای دارد ؟

یکی از نکات خیلی خیلی مهم  در درسها و در همه کارها که متاسفانه در حوزه و دانشگاه, عموما از ان غفلت میشود  فایده ان علم است  مثلا خواندن صرف  و نحو به چه درد میخورد ؟ چه فایده ای دارد؟  و همینطور نمیداند درسهای بالاتر  به چه دردی میخورند  منطق ، مختصر ، لمعه ، و اصول ، به چه دردی میخورد و چه چیزی را باید یاد بگیرد ؟

  طلبه نمیداند چه باید یاد بگیرد لذا سردرگم وگیج است  و با اینکه زحمت زیادی میکشد اما پیشرفت نمیکند  و مانند کسی میشود که به ترمینال میرود و نمیداند باید  سوار کدام اتوبوس  شود و همینطوری بدون اینکه بداند مقصدش کجاست سوار یک اتوبوس میشود و بعد مدتی پیاده میشود و گیج تر از اول میشود و گاهی حتی استاد نیز نمیداند که چه مطالبی را باید به شاگردانش یاد دهد بر روی چه مطالبی تاکید کند  و از چه مباحثی امتحان بگیرد و متاسفانه گاهی مسولان نیز همینطور هستند  وقتی فایده  مشخص شد  , طلبه میفهمد که چه چیزی را باید یاد بگیرد 

هدف کلی از خواندن صرف و نحو [1]و... اصول و فقه این است که ما بتوانیم آیات و روایات را صحیح و بادقت بفهمیم و اینها همه مقدمه ، برای فهم دین هستند هدف اصلی طلبه یادگرفتن دین (احکام ، عقاید ، اخلاق ، تفسیر ) است و اصول  و... همه مقدمه هستند و  یک طلبه باید در نهایت به ذی المقدمه (دین) بپردازد  و اگر کسی این دروس را نمیفهمد یا حوصله خواندن آنها را ندارد بهتر است زیر نظر استاد به یادگیری اصل دین (احکام ، عقاید ، اخلاق ، تفسیر ) بپردازد

هدف از اصول چیست ؟ ما در اصول به بررسی قواعد کلی (عناصر مشترکه) میپردازیم تا بتوانیم از آنها در فهم آیات و روایات استفاده کنیم و بتوانیم از آنها در فقه و تفسیر و ... استفاده کنیم حتی اگر گسی بخواهد منبری باشد اگر در این دروس قوی باشد باعث میشود فهمش از دین دقیقتر باشد و کمتر اشتباه کند

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه سوم: آنچه باید در حلقه یک اموخت :

حلقه یک ، اولین کتاب اصولی است هدف از خواندن یادگرفتن اصطلاحات و کلیاتی از  علم اصول است  و نباید مطالب فراوان گفت تا طلبه گیج شود اما یادگرفتن نکات زیر در حد حلقه یک ، بسیار خوب است

1-               اصطلاحات اصولی  مثل   عناصر مشترکه  ، صیغه امر ، ظهور و....

2-               قول مصنف و دلیل آن

3-               فهم کتاب و قدرت ترکیب[2] و ترجمه آن

4-               لیست کردن عناصر مشترکه و دلایل آن [3] (بعد اتمام کتاب)

5-               ربط مباحث [4]

نکته :

1-   برخی نکات که در این جزوه آمده (مثل خیلی از پاورقی ها) خارج از سطح حلقه یک است و لازم نیست که طلبه حتما آنها رابفهمد بلکه مهم فهم خود حلقه یک است  و ما آنها را برای نقل تجربیات  به اساتید نوشته ایم

2-    در صورت لزوم میتوان به حلقه دو نیز رجوع کرد

مقدمه چهارم : مخاطب این نوشته

حقیر بیش از 15 بار حلقه یک را تدریس کرده ام و این نوشته را برای  انتقال تجربیات و فهم خودم  به سایر اساتید نوشته ام البته کسانی که میخواهند حلقه یک را درس بگیرند نیز میتوانند از این نوشته استفاده کنند اما لزومی ندارد که وقت خود را صرف نکات اضافی و خارج از حلقه کنند(مثل خیلی از پاورقی ها)

چکیده :

هر کتابی  از دو بخش  تشکیل میشود      

1-  مقدمات :   از قدیم مرسوم بوده است که در ابتداى هر کتاب مقدماتی  میگفته اند برای اینکه  مخاطب  گیج نباشد و اجمالا بدند  ان کتاب  چه فایدهایی دارد  قدما معمولا 8 مقدمه (روس ثمانیه) ذکر میکرده اند  که عبارتند  از :  1- تعریف علم 2- فایده 3- موضوع 4- نوع 5- فهرست 6- مؤسس  7- هدف 8- ترتیب

الان نیز همینطور است اما معمولا همه این 8 مورد را ذکر نمیکنند و برخی مقدمات دیگر را به ان اضافه میکنند

2-  مباحث اصلی : مجموعه نکاتی که میخواهند در ان کتاب وعلم تعلیم داده شود که پیرامون موضوع ان علم است

به عنوان مثال کتاب صمدیه و منطق را توضیح میدهیم

1-    کتاب صمدیه :   شامل دو بخش است 1- مقدمات : حدیقه اول   2-  مباحث اصلی : 4 حدیقه بعدى  که پیرامون ( کلمه و کلام) است

2-   کتاب منطق :  شامل دو بخش است 1- مقدمات : تا قبل مباحث الفاظ 2- مباحث اصلی : 6 باب  بعدى  که پیرامون ( تصور و تصدیق) است

"حلقه یک " نیز همینطور است :

  • ·        فصل اول : مقدمات ( تا قبل از حجیت قطع )
  • ·    فصل دوم : مباحث اصلی که پیرامون  عناصر مشترکه است ( از حجیت قطع تا اخر کتاب )   فصل دوم به 4  بخش کلی تقسیم میشود
  1. 1.      بخش  اول : حجیت قطع
  2. 2.      بخش  دوم : ادله محرزه
  3. 3.      بخش  سوم : اصول عملیه
  4. 4.      بخش چهارم : تعارض ادله  

شرح حلقه یک

فصل اول : مقدمات ( 9 مقدمه)

مقدمه اول : تعریف علم اصول

تعریف علم اصول متوقف است بر  1- تعریف علم فقه   2- تعریف عناصر مشترکه

1-   تعریف علم فقه :

مقدمه :

برای فهمیدن تعریف علم فقه ،  مقدمه ای را در ضمن پنج جمله بیان میکنیم

1-   انسان   وقتی اسلام  می آورد ، میداند وظایف عملی (وظایف شرعی) دارد و باید به آنها عمل کند و آنها را یاد بگیرد مثل نماز ، روزه ، حج و...

2-    اگر احکام بدیهی بودند وظایف عملی نیز مشخص بودند  و نیاز به یادگیری نبود

3-   اما احکام بدیهی نیستند به تبع  وظایف عملی نیز مشخص نیستند

4-   لذا آن وظایف باید با دلیل ، در علمی اثبات شود که به آن علم , علم فقه میگویند

تعریف علم فقه:

 " علم  استخراج وظیفه عملی با دلیل  "  یا  به بیان دیگر   " علم به دست آوردن وظیفه شرعی هر مسلمان از روی دلیل و مدرک  "یا  به بیان دیگر   " علم عملیات استنباط "

مرجع تقلید درعلم فقه به استخراج احکام شرعی میپردازد  و رساله توضیح المسائل مینویسد

اقسام عملیات استنباط "وظیفه عملی " در علم فقه[5] :

1-    استنباط حکم شرعی با دلیل (ادله , ادله محرزه )

مثال : حکم شرعی، حرام  بودن  شراب  است  و دلیل این حکم آیه قرآن است  وظیفه  عملی ما  خودداری از خوردن شراب  است (وقتی حکم مشخص شود به تبع وظیفه عملی نیز مشخص میشود) 

2-   استنباط وظیفه عملی فقط[6]با دلیل (اصل عملی )

       مثال :  وظیفه عملی ما نسبت به  لباسی که شک داریم نجس است یا پاک این است که لازم نیست از آن اجتناب کنیم و دلیل آن روایت (رفع مالایعلمون) است اما  حکم          معلوم نیست  شاید لباس پاک باشد و شاید نجس

2-   اجزای تشکیل دهنده استنباط :

1-   عناصر[7]خاصه :

عناصری که صلاحیت دخول در تمام ابواب فقه را ندارند و از مسأله ای به مسأله دیکر تغییر میکنند ( در علم فقه بحث میشود)

2-  عناصر مشترکه[8]

عناصری که صلاحیت دخول در تمام ابواب فقه را دارند و در معظم ابواب فقهی هستند      ( در علم اصول بحث میشود)

تعریف علم اصول :

علم به عناصر مشترکه در عملیات استنباط حکم شرعی و محدوده انها[9] و ترتیب انها[10]

 برای وضوح بیشتر عناصر مشترکه و  عناصر خاصه ,  مثالهایی میزنیم

 

جدول عملیات استنباط وظیفه عملی

 

مسأله

عنصر خاص

عنصر خاص

عناصر مشترکه

عناصر مشترکه

ایا ارتماس برای روزه دار حرام است؟

روایت یعقوب

یعقوب

خبر ثقه حجت است

ظهور عرفی حجت است

ایا خمس ارث واجب است ؟

روایت مهزیار

مهزیار

خبر ثقه حجت است

ظهور عرفی حجت است

ایا قهقه مبطل نماز است؟

روایت زراره

زراره

خبر ثقه حجت است

ظهور عرفی حجت است

همانطور که در جدول میبینید عناصر خاصه در هر مساله ای تغییر کرد اما عناصر مشترکه در هر سه مساله یکی است

در علم اصول ، قواعد کلی و عناصر مشترکه بررسی میشود تا بتوانیم در علم فقه از آنها استفاده کنیم و ایات و روایات را بهتر بفهمیم

مقدمه دوم :موضوع علم اصول

هر علمی پیرامون موضوع آن علم  بحث میکند مثلا  نحو  پیرامون " کلمه و کلام " و منطق پیرامون "تصور و تصدیق " بحث میکند

موضوع علم اصول : ادله مشترکه (عناصر مشترکه) است و ما  بحث میکنیم تا ببینیم کدامیک اثبات میشود و میتوان از آنها در فقه استفاده کرد  و کدامیک نفی میشود  ما در اصول دنبال قواعد کلی هستیم دنبال مبانی کلی هستیم

مقدمه سوم : فایده علم اصول (علم الاصول منطق الفقه )

منطق راه درست فکر کردن در به دست اوردن علم را به ما اموزش میداد  سه باب اول به ما آموزش میداد که درست تصور ( تعریف ) کنیم و سه باب بعد به ما آموزش میداد که درست تصدیق (استدلال ) کنیم فایده اصول نیز مثل منطق[11] است  اصول به ما اموزش میدهد[12] که درست استدلال فقهی کنیم لذا  گفته میشود  (علم الاصول منطق الفقه[13] )

مقدمه چهارم :اهمیت علم اصول و علم فقه:

علم اصول و علم فقه هر دو در عملیات استنباط مهم هستند زیرا:

هم عناصر خاصه(که در علم فقه بررسی میشود ) و هم عناصر مشترکه (که در علم اصول بررسی میشود )در عملیات استنباط مهم هستند و استنباط بدون انهاممکن نیست مثل نجار که هم ابزار (عناصر خاصه ) لازم دارد و هم باید علم نجاری (عناصر مشترکه = قواعد کلی ) بداند و الا نمیتواند نجاری کند

مقدمه پنجم : رابطه اصول با فقه (الاصول و الفقه یمثلان[14] النظریه و التطبیق)

اصول و فقه هردو مهم هستند اصول نظریه (قواعد کلی[15] ) میدهد و فقه تطبیق میکند و هر دو کار (نظریه و تطبیق ) نیازمند تلاش فراوان هستند

مثال :

1-               مجلس و دولت : مجلس قانون میدهد و دولت اجرا میکند

2-                دوره تئوری و عملی دکترها

مقدمه ششم : تاثیر گذاری "فقه بر اصول" و" اصول بر فقه"(التفاعل[16] بین الفکر الاصولی والفکر الفقهی):

علت تاثیر گذاری "فقه بر اصول" و" اصول بر فقه"  , این است که رابطه ی بین انها ,نظریه و تطبیق است

هر چه اصول پیشرفت کند و نظریات اصولی دقیقتر  باشد تطبیق ان دقت بیشتری میخواهد و این باعث پیشرفت فقه میشود

و هر چه فقه پیشرفت کند و در تطبیق  دچار مشکلاتی میشود که اصول باید انها را حل کند و این باعث پیشرفت اصول میشود

 

 

مؤید این اثر پذیری : تاریخ دو علم است

تاریخ  این دو علم بیانگر دو نکته است  :

1-    علم حدیث          علم فقه         علم اصول

علم اصول ابتدا نبود و با پیشرفت  علم فقه , کم کم علم اصول از ان جدا شد (اثر پذیری اصول از فقه)

2-    نیاز به علم اصول تاریخی است :

هر چه از اثر معصوم دور تر شویم استخراج وظیفه عملی سخت تر میشود و اصول باید انها را حل کند و این باعث پیشرفت  اصول شد   (اثر پذیری اصول از فقه) لذا گفته میشود نیاز به علم اصول تاریخی است

نکته : نیاز به علم اصول تاریخی است یعنی هر چه از اثر معصوم دور تر  شویم نیاز به اصول بیشتر میشود 

 چرا اصول اهل سنت  , زودتر از اصول شیعه  پیشرفت  کرد ؟

چون نیاز به علم اصول تاریخی است و اهل سنت  150 سال زودتر از معصوم جدا شدند

البته بذر اصول نزد شیعه بوده است در زمان صادقین ( علیهم السلام )  

مقدمه هفتم : آیا استنباط جایز است ؟

آیا استنباط جایز است ؟ آیا اجتهاد جایز است ؟

 اصولیون : بله

دلیل :  این دو سؤال , یک سؤال هستند فقط به جای کلمه استنباط  , مترادف آن "اجتهاد" گذاشته  شده و با بیانی[17] که ما در ابتدای کتاب گفتیم  واضح است که استنباط و اجتهاد جایز است

اخباریون :خیر

دلیل : دو سؤال , یک سؤال هستند و چون معصومین و اصحابشان  , اجتهاد را  جایز   نمیدانسته اند  ,   استنباط نیز که  مترادف آن است نیز جایز نیست

اشکال شهید صدر به اخباری ها :

اجتهاد  معانی مختلفی دارد و آن معنی که معصومین و اصحابشان جایز نمیدانسته اند غیر از معنایی(مترادف با استنباط) است که ما اصولی ها میگوییم

برای واضح شدن بحث معانی اجتهاد را میگوییم



[1] فایده صرف این است که  بتوانیم افعال و اسم فاعل و مفعول را تشخیص دهیم و  وزن انها و حروف اصلی , باب , مصدر , معلوم یا مجهول بودن , مجرد یا مزید بودن را بفهمیم

فایده  نحو این است که  بتوانیم جملات عربی را 1- ترکیب کنیم 2- ترجمه کنیم  3- عبارت خوانی  4- فهم خود کتاب  5- قدرت حل تمرین ها

فایده منطق : یادگیری اصطلاحات و یادگرفتن روش درست فکر کردن در تصورات و تصدیقات

فایده بلاغت : یادگیری اصطلاحات و نکات بلاغی

[2] ترکیب و ترجمه مربوط به نحو است اما از باب اهمیت اینجا تذکر دادیم

[3] به آخر این نوشته مراجعه کنید ما همه آنها را لیست کردیم

[4] به نمودار کلی مراجعه کنید تا ربط مباحث کل حلقه یک را ببینید

[5]  نکته توضیحی است وربطی به بحث ندارد

[6]   حکم مشخص نیست

نکته : به قسم اول حکم واقعی و به قسم دوم حکم ظاهری کویند

[7]  عناصر = اجزاء

[8]  منظور شهید صدر از عناصر مشترکه ,  قواعد کلی , خیوط عامه , مناهج کلی , اصول عامه , ادله مشترکه و.... یکی است 

[9]  مثلا محدوده استصحاب جقدر است ؟ شک در رافع یا مقتضی (سیاتی)

[10]   مثلا اول استصحاب جاری میشود یا برائت (سیاتی)

[11] البته بااین تفاوت که منطق  راه درست استدلال کردن (به صورت مطلق ) را به مایاد میداد اما اصول راه درست استدلال کردن در عملیات استنباط فقهی را به مایاد میداد

نکته : ناگفته نماند که اصول در عقاید ,تفسیر , اخلاق و کلیه علوم دینی همین فایده را دارد 

[12]  با دادن قواعد کلی "عناصر مشترکه"

[13]  خلاصه : "علم الاصول منطق الفقه" یعنی همانطور که منطق راه درست فکر کردن در بدست اوردن علوم تصوری و تصدیقی را می اموزد , اصول هم راه درست فکر کردن در استنباطهای فقهی را می اموزد

[14]  التَّمْثِیلُ‏: تصویر الشی‏ء کأنه تنظر إلیه‏

[15] عناصر مشترکه

[16]تفاعل : اثر پذیرى متقابل میان دو مادّه یا بیشتر که در نتیجه تغییرى در طبیعت اجسام شیمیائى مى‏شود، مانندِ تفاعل اکسیژن و ایدروژِن که در نتیجه آب شکل مى‏گیرد فرهنگ ابجدی عربی فارسی   

[17] احکام و وظایف عملی بدیهی نیستند به تبع  باید در علمی اثبات شود با دلیل  و اسم این کار "استنباط " یا "اجتهاد" است 

 

-------------------------

ادامه مطالب در فایل

دانلود:شرح حلقات شهید صدرشرح حلقه یک